پایان 10 ماهگی آرشام جونی
سلام پسر گل مامان
عزیز دل من داره مردی میشه برای خودش.
کارهای خارق العاده زیادی میکنی . هر روز یک کار جدید.
هر روز یک شیطونی جدید .
پسرم دیگه تو 4 دست و پا رفتن حرفه ای شدی و همه جا را میگیری و بلند میشی و راه میری دور تا دور وسیله ها.
مامانی عکس میزارم تا ببینی.
راستی مامانی یادته که عمه جون یک خرگوش ناز و سفید داشت دیگه. حالا اون خرگوش هم مامان 6 تا خرگوش کوچولو شده. اینقدر نازن که نگو . ما هم رفتیم دیدیمشون و شما هم کلی ذوق داشتی که بگیری دستت اما مامانی نذاشت چون شما کوچولویی و نباید دست بزنی بهشون حتی مامان هم با اینکه خیلی دوست داشت بهشون دست بزنه دست نزد. برای سلامتی شما.
لبهاشو ببین. مثلا داره کتاب میخونه ههههههههههه

نه مثل اینکه داره کتاب میخوره .
" مامان درس هم خوشمزه است ها "

" مامان یک عکس بسته از صورتم بگیر "

عزیزم این خانوم خرگوشه و نی نی هاش

اینم از عذا خوردن نی نی ها . قدرت خدا را ببین پسرم ...

فدای خنده هایت اون زیر چیکار میکنی؟؟؟

عاشق حمام رفتنی و تا در باز میمونه تو اون تویی

اینقدر هم با احتیاط از پله ها بالا میری که آدم غش میکنه از خنده

دنبال توپ کوچولو همه جا میری هههههههههه


و مثل همیشه عاشق سیم خووردنی. حتما خوشمزه است دیگه.

اینم خوابیدن ناز فرشته معصوم من. هرچی تو نوزادی رو شکم نخوابیدی الان داری جبران میکنی

این میز تلویزیون هم یک لحظه از دست تو در امان نیست و هیچوقت تمیز نیست از این ور تمیز میکنم و از اون ور شما ترتیبشو میدی

قربون خنده هات برم

از این طرف تخت مامانا میری بالا و مرحله بعد هم میری روی تخت اما پایین اومدن که به این راحتیا نیست و مامانی چون میترسه دیگه در اتاق مامان و بابا تا شب بسته است

" مامانی بزار ببینم وزنم چند شده؟؟؟"

اینم 4 ساعت از خوابیدن آقا تو شب میگذره همش باید بیام و درست بخوابونمش اگر رو زمین بخوابی دیگه باید شبها کلی دنبالت بردم هههههههه




پایان 10 ماهگی آرشام جونی
